سيد محمد باقر شفتي
154
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
و از اين راه است كه مرحوم محقق در شرايع « 1 » و غيره بعد از حكم به استحباب ترتيل حكم فرمودهاند به استحباب رعايت وقوف . مجملا منافات وصل به سكون با ماهيت ترتيل غير مستند است به دليل ، و مدلول عليه به كلام احدى از علما نيست ، چنانچه ظاهر شد . ششم : از امور مستحبه رعايت وقوف است . بدان كه قراء وقف را تقسيم كردهاند به چهار قسم : وقف تام ، و حسن ، و كافى ، و قبيح . وقف تام بر كلمه ايست كه ارتباطى و تعلقى به ما بعد خود نداشته باشد ، نه ارتباط در لفظ و نه ارتباط در معنى ، مثل وقف بر يوم الدين و نستعين . و وقف كافى وقف در موضعى است كه متعلق به ما بعد خود بوده باشد از حيثيت معنى فقط و ارتباط لفظى نداشته باشد ، مثل وقف بالغيب في قوله تعالى : * ( « الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ » ) * الى آخر الآية . و وقف بر ينفقون في قوله تعالى * ( « وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ » ) * و * ( « الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ » ) * و وقف بر « و من قبلك » في قوله تعالى * ( « وَما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ » ) * . كسى نگويد وقف بر و يقيمون الصلاة در اول عطف است بر يؤمنون ، و همچنين و الذين يؤمنون عطف است بقوله تعالى * ( « الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ » ) * پس هر يك از اينها چنانچه ارتباط معنوى به ما قبل دارد ارتباط لفظى نيز دارد ، به جهت آن كه مراد از آنچه مذكور شد كه وقف كافى وقف بر كلمه ايست كه ارتباط معنوى به ما بعد داشته باشد و ارتباط لفظى نداشته باشد ، يعنى آن كلمهء موقوف عليها ارتباط لفظى نداشته باشد ، و در اينجا آنچه هست آن است كه كلمهء بعد از موقوف عليها ارتباط لفظى دارد به ما قبل كلمهء موقوف عليها ، و اين مضر نيست .
--> « 1 » شرايع محقق ج 1 / 82 .