سيد محمد باقر شفتي
108
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
نيست مگر در چند صورت : اول : مريض كه قرائت سوره در حق او واجب نيست ، پس جايز است در حق مريض در صلوات مفروضه اقتصار به قرائت حمد تنها نمايد ، اگر چه مشقتى كه مناط در سقوط تكليف است در قرائت سوره در حق او متحقق نبوده باشد . دوم : مستعجل ، و اين بر دو قسم است : اول - آن است كه وصف استعجال بعد از دخول در نماز عارض شد ، مثل اين كه ايستاد به نماز بعد از دخول در صلاة متذكر شد كه با مؤمنى وعده كرده بوده است كه به جهت انجام مهمى نزد او رفته باشد غفلتا در همان وقت شروع در نماز نموده مىداند شخصى موعود له منتظر است ، يا آن كه شروع در نماز نمود شخصى عزيزى خواهد حاضر شد مطلب مهمى با او دارد ، در كمال استعجال و نحو اينها در چنين صورت ترك قرائت سوره و اقتصار به حمد تنها در حق او مجوز است . دوم - آن است كه وصف استعجال قبل از شروع در نماز حاصل بوده باشد و اين بر دو قسم مىشود : اول - آنست كه هرگاه ترك نماز در آن وقت نمايد به جهت اشتغال به انجاح آن حاجت تشويش فوات صلاة در وقت دارد . دوم - آنست كه چنين نبوده باشد ، ظاهر اين است حكم كه عبارت از اقتصار به حمد و ترك سوره بوده باشد ، در هر دو صورت بوده باشد خصوصا در صورت اول . و ظاهر اين است اين حكم من باب الرخصه است ، به اين معنى كه ترك قرائت سوره در حق مريض و در صورت استعجال به نحوى كه مذكور شد جايز بوده باشد ، نه اين كه ترك در حق او متعين بوده باشد كه قرائت سوره نسبت به او جايز نبوده باشد ، بلكه قرائت سوره نيز جايز خواهد بود ، بلكه دور نيست نسبت به بعضى عبادات أصحاب كسى ادعا نمايد كه قرائت سوره أقرب به احتياط بوده باشد ، مگر در صورت تعسرى كه مناط در سقوط تكليف است .