سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

570

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

لسان از مساوى ايشان وممنوعيم از سبّ وطعن ايشان تعبداً براي مصلحتى ، وآن مصلحت آن است كه : اگر فتح باب جرح در ايشان شود ، روايت از حضرت پيغامبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم منقطع گردد ، ودر انقطاع روايت بر هم خوردن ملت است . وچون روايت ‹ 441 › از هر صحابي برداشته مىشود أكثر أحاديث مستفيض باشد ، وتكليف أمتي به حجتي قائم گردد وجرح بعض در آن خلل نكند . ( 1 ) انتهى . واز اين كلام أو - كه در اولش به راه انصاف رفته ودر آخرش طريقه اعتساف پيش گرفته ! - بر ناظر لبيب ومتفطن أريب چند فائده ظاهر است : أول : آنكه صحابه با هم سينه صاف نبودند ، بلكه با هم بغض وعداوت وكينه وحقد ومشاجرات ومخالفات - كه از بدترين عيوب واز أعظم ذنوب است - داشتند ، أهل سنت بغض صحابه را كفر مىگويند كما سبق ، پس هرگاه صحابه با هم بغض داشتند بنابر قولشان لازم آمد كه همه كافر شدند . دوم : آنكه كساني كه منكرند تشاجر وتباغض صحابه را وادعاى واهى دارند كه صحابه با هم سينه صاف بودند خاطى اند ، وقول ايشان وَهم صرف است ، ومنكرند نقل مستفيض را كه گنجايش انكار ندارد .

--> 1 . مقالة وضية :