سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
571
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
پس عجب است كه صاحب “ تحفه “ بر خلاف وصيت پدر خود - كه أو را آية من آيات الله مىداند ( 1 ) - انكار تباغض صحابه دارد ، وهمه را با هم سينه صاف مىگويد ، ووصيت أو را به جوى نمىخرد ، ووَهم صرف وخطاى ظاهر را اختيار مىكند ، ونقل مستفيض را انكار مىسازد . سوم : آنكه از قولش ظاهر است كه : مشاجرات أصحاب به نقل مستفيض ثابت ، واين معنا دليل است بر آنكه صحابه با هم سينه صاف نبودند ، وپر ظاهر است كه مراد از اين مشاجرات همان مشاجرات است كه شيعه در مطاعن صحابه ذكر كنند يعنى : مشاجرات ثلاثة با جناب أمير ( عليه السلام ) ، ومشاجرات طلحه وزبير وعايشه با آن حضرت ، ومشاجرات أصحاب با عثمان وأمثال آن ، پس ظاهر شد كه در ميان أصحاب وجناب أمير ( عليه السلام ) تباغض بود وبا هم سينه صاف نبودند . واگر - بي وجه - تخصيص اين مشاجرات با مشاجراتِ طلحه وزبير ومثل آن كنند ، ومشاجرات ثلاثة را با جناب أمير ( عليه السلام ) خارج از آن كنند ; تا هم ( 2 ) مطلوب از دست نمىرود ; [ زيرا ] كه لا أقل بغض اين گروه با جناب أمير ( عليه السلام ) - كه بغض آن حضرت دليل نفاق است - ثابت خواهد شد . وكلامي كه در آخر در وجه كفّ لسان از طعن صحابه گفته ، از قبيل
--> 1 . مراجعه شود به تحفه اثنا عشريه : 184 . 2 . يعنى : باز هم .