سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
500
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
« من أخاف أهل المدينة ظالماً أخافه الله ، وكانت عليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين » . ودر حديث ديگر آمده كه : هيچ عمل أو از فرض ونفل مقبول نيست . وأحاديث در اين باب بسيار است . سيد عليه الرحمة مىگويد كه : ظاهر در آن است كه أمير مشار اليه كه جابر از أو مىگريخت بُسر بن أرطأة بود ; زيرا كه قرطبى از روايت ابن عبدالبرّ مىآرد كه : معاوية بعد از قضية تحكيم حكمين بُسر بن أرطأة را با لشكر انبوه به مدينه منوره فرستاد تا عهد بيعت از أهل اين بلده معظمه بر خلافت أو بگيرد ، أبو أيوب انصارى ( رضي الله عنه ) در آن وقت از جانب أمير المؤمنين على - سلام الله عليه - عامل مدينه مكرمه بود ، وى از جهت خوف فرار [ را ] بر قرار [ ترجيح ] داده ، به جناب ولايت مآب مرتضوي - سلام الله عليه - ملحق شد ، وبُسر به مدينه در آمد وگفت : اگر نه عهد أمير المؤمنين وحكم بر خلاف آن بودى ، يك مرد در اين شهر زنده نمىگذاشتيم وهمه را تحت تيغ سياست مىكشيدم ، بعد از آن تمامِ أهل مدينه منوره را به بيعت معاوية باز طلبيد ورسولي به بنى سلمه فرستاد كه : اگر جابر بن عبد الله را حاضر نكرديد ، ديگر شما در عهد ذمّه وأمان من نيستيد ، جابر چون اين خبر شنيد به خدمت أم سلمة آمد وصورت حال با وى باز گفت ، ودر حاضر آمدن مجلس بُسر به وى استشاره نمود وگفت كه : اين بيعت ضلالت است در وى اميد فلاح