سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

454

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وآيا در روز غدير اگر جناب أمير ( عليه السلام ) را خليفه نساخته ، حكم به ولايت به معناى دوستى آن جناب هم نداده ؟ ! آخر شرم بايد كرد ، وكلام خود را كه البتة نبايد فراموش ساخت ! ! وعجب آنكه خود اين فاضل در باب دوازدهم تصريح كرده به اينكه محارب جناب أمير ( عليه السلام ) از راه بغض ولاعن وسابّ آن جناب به اجماع أهل سنت كافر است ، چنانچه گفته : محارب حضرت مرتضى ( عليه السلام ) اگر از راه عداوت وبغض است ، نزد علماى أهل سنت كافر است بالاجماع ، وهمين است مذهب ايشان در حق خوارج وأهل نهروان ، وحديث : « حربك حربي . . » نزد ايشان بر همين حرب محمول است . اما در اينجا هم لزوم كفر است نه التزام آن ، پس اطلاق مرتدّ بر ايشان نتوان كرد ، وچون شبهه ايشان بسيار بي مغز ومقابل نصوص قطعيه قرآني وأحاديث متواتره پيغمبر است ، موجب اعتذار ايشان نمىتواند شد ، پس خوارج نزد أهل سنت در احكام اخروى كافرند ، ودعاى مغفرت ‹ 404 › ايشان نبايد كرد ، ونماز جنازة ايشان نبايد خواند ، وعلى هذا القياس . ومحارب حضرت أمير ( عليه السلام ) نه از راه عداوت وبغض بلكه از شبهه فاسد وتأويل باطل ، مثل أصحاب جمل وأصحاب صفين ، پس در خطاى اجتهادي وبطلان اعتقادي خود مشترك اند ، فرق اين است كه اين خطاى اجتهادي وفسق اعتقادي أصحاب جمل أصلا مجوّز طعن وتحقير نيست ، به سبب ورود نصوص قرآني وأحاديث متواتره در مدح وثنا خوانى ايشان وسوابق