سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

405

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

[ دفع توهم خروج از صحابيت به سبّ اميرمؤمنان ( عليه السلام ) ] ومتوهم نشود كه اين صحابه كه با جناب أمير ( عليه السلام ) عداوت داشتند وبر سبّ آن جناب اقدام مىكردند نزد أهل سنت كافر شدند ، پس در حقيقت صحابه نماندند واز طعن ايشان طعن صحابه لازم نيايد كه در صحابيت موت بر ايمان شرط است ; زيرا كه جوابش بر چند وجه است : أول : آنكه هرگز أهل سنت اين صحابه را از صحابه خارج ندانند ، بلكه در مدح وثناى أكثر ايشان كوشند : اما معاوية ; پس خود ظاهر است ونبذى از مدائح أو بعد از اين بيايد ! وهمين است حال عمروعاص كه أو را هم احدى از أهل سنت خارج از صحابه نمىداند ، بلكه به غايت بي حيايى در حقش مدائح ومناقب از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) بالخصوص نقل كنند ولااقلّ آنكه أو را مصداق ثنا ومدح آيات قرآني دانند واز اين زيادة فضل چيست ؟ ! اما مغيره بن شعبه ; پس شيخ عبد الحق در “ مدارج النبوة “ در حالش گفته كه : مغيره بن شعبه از جمله آن صحابه است كه أهل سنت زبان از بد گفتن وبه بد ياد كردن ايشان به ملاحظه حقّ صحبت وفضيلت آن نگاه مىدارند ( 1 ) . ونيز شيخ عبد الحق در “ شرح عقايد “ تصريح كرده به اينكه :

--> 1 . مدارج النبوة 2 / 692 .