سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
348
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
دو دروازه يكى شرقي وديگرى غربى ، ومىرسانيدم آن را به أساس إبراهيم [ ( عليه السلام ) ] » . پس نظر كن اى منصف ! چگونه روايت مىكنند أهل سنت در صحاح أحاديث كه : به درستى كه پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) مىترسيد قوم عايشه را - وآنها أعيان مهاجرين وصحابه بودند - از بدباطنى اينها در هدم كعبه واصلاح بناى آن ، پس چگونه حاصل نشود اختلال بعد از أو در أهل بيت أو از آنها كه كشتند جناب أمير ، آباء وأعمام وأقارب ايشان را ؟ ! ومخاطب در تقرير عبارت ( 1 ) از طرف خود اين لفظ زيادة ‹ 374 › كرده : ( قوم عايشه نبود مگر قريش پس معلوم شد كه قريش را باطن صاف نبود ) تا آنچه در تقرير جواب گفته درست تواند شد . اما آنچه گفته : اگر از ( قومك ) جميع قريش مراد باشد ، لازم آيد دخول حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] وبني هاشم ; لأنّهم من قريش . پس جوابش آنكه : ظاهر آن است كه مراد آن حضرت از اضافه لفظ : ( قوم ) به سوى عايشه به ضمير خطاب ، همان كسان بودند كه نسبت به عايشه خصوصيتى داشتند ، مانند : أبو بكر وطلحه وزبير وابن زبير ، نه جميع قريش ، ليكن فضل بن روزبهان در “ ابطال الباطل “ تصريح كرده كه : مراد از
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( عبارت تقرير ) آمده است .