سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

26

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وعجب آنكه پدر مخاطب هم تصريح به گناه بودن اين فرار عثمانى نموده ، وباز مخاطب از تكذيبش شرم نكرده مىگويد كه : فرار روز أحد قبل از نهى بود . در “ إزالة الخفا “ در مناقب متخيّله ( 1 ) عثمان مىگويد : از آن جمله آنكه چون ‹ 282 › غزوه اُحد پيش آمد وشيطان بعض [ أصحاب ] ( 2 ) را بر فرار از آن مشهد خير حامل شد ، ووى نيز از آن جماعت بود ، رحمت الهى تدارك فرمود وآن ذنب را محو نمود ( 3 ) . اما آنچه گفته : مع هذا معفو هم شده به موجب نصّ قرآني كه : ( وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ . . ) إلى آخر . پس جوابش آنكه : اين كلام دلالت دارد بر آنكه اين فرار حرام بود ، وآنفاً گفته كه : فرار روز أحد قبل از نهى از فرار بود ، پس اين تناقض صريح است . ومع هذا غرض علماى شيعه از ذكر أمثال اين مطاعن آن است كه هرگاه كه حال اين مردم در وقت حيات آن حضرت چنين بوده ، بعدِ وفات آن حضرت وقوع مخالفت از ايشان چگونه مستبعد باشد ! چنانچه قول علامه حلى - عليه الرحمة - : ( وهو شاهدهم عياناً ) دلالت صريح بر اين معنا دارد .

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( تخيله ) آمده است . 2 . زيادة از مصدر . 3 . إزالة الخفاء 2 / 221 .