سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

200

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

پس اگر ملكيت حجره ، عايشه را ثابت نبود حضرت امام از وى استيذان چرا فرمود ؟ ! اگر حجره در ملكيت عايشه نمىبود از مروان - كه حاكم وقت ومتصرف بيت المال وأوقاف بود - بايستى اذن گرفت ، حال آنكه با وصف ممانعت أو - كه صيغه حكومت داشت - اذن دادن عايشه صديقه كارى نكرد . واگر كسى از شيعه منكر اين روايت شود بايد كه در كتاب خود كه “ فصول مهمه في معرفة الأئمة “ است وديگر كتب خود ببيند . ودر اينجا جمعى از شيعه به طريق تهمت وافترا بر عايشه ژاژخايى ( 1 ) وبهتان سرايى آغاز نهند وگويند كه : عايشه بعد از اذن دادن به امام حسن [ ( عليه السلام ) ] نادم شد وبر اشترى سوار شده ، بر در مسجد برآمد ومانع دفن شد وادعاى ميراث نمود ، وابن عباس در جواب أو اين شعر غير مربوط المعنى والوزن والقافية أنشأ نموده : تجمّلتِ تبغّلتِ * وإن عشتِ تفيّلتِ لكِ التسع من الثمنِ * وبالكلِ تطمّعتِ حال آنكه عايشه خود روايت حديث : ( نحن معاشر الأنبياء لا نرث ولا نورّث ) نموده ، وساير أزواج را از طلب ميراث مانع آمده ، چه قسم ادعاى ميراث مىنمود ؟ !

--> 1 . ژاژخايى : بيهوده گويى ، هرزه سرائى ، ياوه سرائى ، حرف مفت زنى . رجوع شود به لغت نامه دهخدا .