سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

116

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وجمال الدين محدّث در “ روضة الأحباب “ گفته : چون آفتاب برآمد عبد الله بن زبير پنجاه مرد از سكان آن موضع آورد تا نزد عايشه گواهى دادند كه : اين آب حوأب نيست ولشكر از آب حوأب در أول شب بگذشتند ! وگويند : اين گواهى أول شهادت دروغى بود كه در اسلام به وقوع پيوست ( 1 ) . اما آنچه گفته : پس از اين حديث ، نهى فهميدن ، بعد از آن مخالفت واصرار بر مخالفت نسبت كردن از چه راه تواند بود ؟ پس فهميدن نهى از اين حديث از راه متابعت عايشه است كه از اين حديث نهى فهميد ، ووقتي كه نام حوأب شنيد استرجاع - كه مشعر بر استعظام شناعت فعل أو است - وآواز وشور كردن آغاز نهاد ، وطلحه و

--> 1 . روضة الأحباب ، ورق : 347 - 348 .