سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
675
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
واز اين حديث ثابت است كه حذيفة از عثمان تقيه نمود ، وظاهر است كه تقيه از دشمن مىباشد نه از دوست ، واگر عثمان را حذيفة خليفه بر حق مىدانست ودوست خود مىشمرد ، چرا از أو تقيه مىكرد ؟ ! وهو في كمال الظهور . ونيز از سياق حديث ظاهر است كه آنچه حذيفة گفته بود وروبروى عثمان از آن انكار نمود ، طعنى وعيبى در حق عثمان بوده باشد ، كما لا يخفى على الماهر . ومع هذا از اين حديث تشيع حذيفة ثابت مىشود ; چه نزد أهل سنت تقيه غير جايز است وبر آن ملامت مىكنند وآن را نفاق نام مىنهند ، بنابر هفوات ايشان لازم مىآيد كه حذيفة - كه صاحب علم المنافقين بود وأحاديث فضيلت أو در كتب ايشان موجود - از منافقين باشد . اما آنچه گفته : وحذيفة نيز به نزد شيعه صادق الحديث است . . إلى آخر . پس جوابش اينكه از راستى حذيفة لازم نمىآيد كه هر كسى كه به حذيفة روايتي نسبت كرده باشد آن كس هم صادق باشد ، وحضرت رسالت پناه ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به اتفاق أمت صادق القول بودند ، واز آن لازم نمىآيد كه هر كسى هر روايتي را كه به آن حضرت منسوب ساخته راست باشد .