سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

607

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

عمار ياسر بديها واقع شده بود ، پس در دل بنوهذيل وبنوزهره براي حال ابن مسعود ، ودر دل بنوغفار واحلاف ايشان وكسى كه غضب كرده بود براي أبو ذر كينه بود ، وبنومخزوم غضب داشتند بر عثمان براي حال عمار ياسر . وأهل مصر آمدند واز ظلم ابن أبي سرح شكايت كردند ، عثمان به أو نامه نوشت ودر آن نامه أو را تهديد نمود ، ابن أبي سرح از قبول آنچه عثمان به أو نوشته بود ابا كرد ، وزد وكشت كسى را كه از أهل مصر از نزد عثمان به نزد أو رفته بود ، پس هفتصد مرد از أهل مصر در مدينه آمدند ودر مسجد فرو شدند ودر أوقات صلات از صنيع ابن أبي سرح به صحابه شكايت كردند ، طلحة بن عبيد الله برخاست وبا عثمان كلام سخت نمود ، وعايشه كسى را به نزد عثمان فرستاد وگفت : أصحاب رسول خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلم نزد تو آمدند وعزل اين مرد از تو خواستند وتو ابا كردى ، وأو - يعنى ابن [ أبى ] سرح - مردى را از ايشان كشته ، پس انصاف ده ايشان را از عامل خود . وحضرت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) بر أو داخل شد وفرمود كه : « أهل مصر از تو طلب نمىكنند مگر مردى را عوض مردى كه بر ذمّه أو ادّعاى ( 1 ) خونى دارند ، پس أو را از ايشان عزل كن وقضا كن در ميان ايشان ، پس اگر حقّى از ايشان بر أو واجب باشد انصاف ايشان بده » . عثمان گفت كه : اختيار بكنيد مردى را كه والى كنم أو را بر شما به جاى أو .

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( ادعائى ) آمده است .