سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
464
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
پس الحمد لله كه آنقدر قصه كعب را - كه در تقرير طعن نقل كرده - قبول نموده ، وهمان قدر در تفضيح عثمان كافى است ، وتتمه قصه دافع آن نمىتواند شد ; چه كعب به محض تذكير عثمان به قبايح وبدعات وزجر از آن وعنف وخشونت در آن ، مستحق ايذا واخراج به كوهستان نبود ، بلكه اگر عثمان نصيبي از آدميت وحسن اخلاق وكرم مىداشت كعب را بر اين تذكير وزجر به اداى شكر وحسن اخلاق مىنواخت . عجب آن است كه أهل سنت مدح عمر به اين معنا مىنمايند كه أو بر تنبيه معايب وتشدّد رعيت بر أو اگر جورى وظلمي از أو صادر شود ، خوش مىشد با آنكه متصف بود به فظاظت وغلظت ; وعثمان را - كه شديد الحيا مىگويند - به چنين غلظت وخشونت وغيظ وغضب كه از عادات سفها وجهال است نسبت كنند ، وأو را در آن معذور دارند ، واز قبل اجتهاديات أو شمرده ، موجب اجر دانند . وابن حجر در “ صواعق محرقه “ در مطاعن عثمان از قبل طاعنين نقل كرده : وانتهك - أي عثمان - حرمة كعب بن عبدة ( 1 ) ، فضربه عشرين سوطاً ، ونفاه إلى بعض الجبال ( 2 ) . ودر مقام جواب گفته : وفعله - أي فعل عثمان - بكعب ما ذكر ، فعذره فيه أنه كتب إليه
--> 1 . في المصدر : ( عجرة ) . 2 . الصواعق المحرقة 1 / 334 .