سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
431
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
آن عثمان طلحه وزبير را به سوى عمار فرستاد وگفت به عمار كه : از سه امر يكى را اختيار كن : يا عفو كن يا دية بگير ويا قصاص گير . گفت عمار : قبول نمىكنم از اين هر سه ، چيزى را تا كه ملاقاة خدا نمايم . انتهى المحصل . واز اينجا چند فوايد حاصل شد : أول : آنكه زدن عثمان عمار را تا آنكه بيهوش شد ثابت شد ، وبه موجب حديث : « من عادا عمّاراً عاداه الله » عثمان عدو خدا شد . دوم : آنكه عثمان بر عامل كردن بنى اميّه - با وجود انكار اجلاّى صحابه - اصرار تمام داشت . سوم : آنكه نزد عمار أبو بكر وعمر توقيري نداشتند ، بلكه ايشان را از ظلمه فجره مىدانست كه در حقشان گفت كه : خدا بيني ( 1 ) ايشان را به خاك مالد ، يعنى ايشان را ذليل وحقير گرداند . چهارم : آنكه حديثِ نوشتنِ أصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) - كه از جمله ايشان عمار است - معايب عثمان را صحيح است ، وسابقاً نقل آن از كتاب “ السياسة والإمامة “ گذشت ( 2 ) . پنجم : آنكه عمار از عثمان راضى نشده وحساب مظلمه خود را بر
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( بين ) آمده است . 2 . در مقدمه مطاعن عثمان از الإمامة والسياسة 1 / 35 - 36 ( تحقيق الزيني ) 1 / 50 - 51 ( تحقيق الشيري ) گذشت .