سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

305

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

لَيِّناً ) ( 1 ) ومن به زدن تو ننوشته بودم ، بي امر من تو را ضرب واقع شد ، اينك قميص خود را از بدن مىكشم ‹ 100 › وچابك حاضر مىكنم ، اگر مىخواهى قصاص از من بگير ، كعب گفت : چون به اين مرتبه انصاف فرمودى من از حق خود درگذشتم وفي الواقع در نوشتن كلمات غليظه تقصير دارم ، مِن بعد كعب نزد عثمان ماند واز مصاحبان خاص أو بود . واما قصه اشتر نخعى ، پس صحيح است ، وأو نه صحابي بود ونه صحابي زاده ، بلكه از أوباش كوفه بود كه پاس اولوالامر ننمود وعوام را بر اهانت عامل عثمان بر غلانيد ( 2 ) ، واگر از مثل اين أمور رئيس وقت درگذرد موجب فساد عظيم مىگردد ، واشتر نخعى همان است كه موجب ( 3 ) فتنه‌ها گرديد ونوبت به قتل عثمان رسانيد ، وباز موشك دوانى نگذاشت وطلحه وزبير را تخويف به قتل كرد تا از مدينه گريخته به مكة رفتند ، وامّ المؤمنين را سپر خود ساختند وبا أمير [ ( عليه السلام ) ] قتال وجدال به وقوع آمد ، وهمه اين حركات اشتر نخعى باعث بي انتظامى أمور خلافت حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] گشت ، ودائماً اشتر نخعى بر حضرت أمير هم تحكمات مىكرد وكما ينبغي أطاعت بجا نمىآورد ، چنانچه در تواريخ مذكور ومشهور است ، وبعد از آنكه عثمان

--> 1 . طه ( 20 ) : 44 . 2 . برغلانيد : برانگيخت . رجوع شود به لغت نامه دهخدا . 3 . [ الف ] خ . ل : ( مصدر ) .