سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

297

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

وقوع خالى براي خود تراشيده آن را معبود مىسازند ( أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ ) ! ( 1 ) وقصه عبادة بن الصامت خود افترا وبهتان است ، نه معاوية شكايت أو نوشت ونه أو را عثمان به مدينه طلبيد ، در هيچ تاريخ مذكور نيست بلكه در تواريخ معتبره چنين مسطور است كه : چون معاوية بر جزيره قبرس غزوه نمود ، عبادة بن الصامت همراه أو بود ; زيرا كه فضائل اين غزوه وشهادت به مغفرت غازيان اين مهم دريا از زبان پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم أو وزوجه أو امّ حرام بنت ملحان شنيده بودند ، چون جزيره مذكور فتح شد وغنائم آنجا به دست مسلمين افتاد ، ومعاوية خمس آن را جدا كرده به دارالخلافه فرستاد وخود نشست تا باقي را در لشكر تقسيم نمايد وجماعتى ( 2 ) از صحابه آن حضرت در گوشه [ اى ] جدا نشستند تا وضع تقسيم را ملاحظه نمايند كه بر طبق سنت پيغمبر است يا نه . از آن جمله عبادة بن الصامت وشداد بن أوس فهرى وابوالدردا وواثلة بن الأسقع وابوامامه باهلى وعبد الله بن بسر مازنى بودند ، در اثناى اين حال دو كس از لشكريان دو درازگوش خوب را حَى كرده مىبردند ، عبادة بن الصامت از آنها پرسيد كه : اين هر دو درازگوش را كجا مىبريد واينها چكاره‌اند ؟ لشگريان

--> 1 . الصافات ( 37 ) : 95 . 2 . در [ الف ] ومصدر : ( جماعه ) آمده است كه اصلاح شد .