سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

288

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

جواب اجمالي از اين طعن آنكه : أكثر اشخاص ‹ 92 › كه مذكور شده نزد شيعه واجب القتل بودند وهيچ حرمت نداشتند ; زيرا كه نصّ پيغمبر را كتمان كردند وحق أهل بيت را به مددكارى ظالمان تلف نمودند واز شهادت حق سكوت كردند ، پس آنچه حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] را در حق آنها بايستى كرد عثمان بجا آورد ، جاى طعن چرا باشد ! وأبو ذر وعمار هر چند نزد شيعه به حسب ظاهر از اين گروه مستثنى بودند وقابل اخراج واهانت نه ، ليكن به حكم خبر [ صحيح ] ( 1 ) كه : « التقية ديني ودين آبائي » ، تقيه را كه بر ذمّه ايشان واجب بود از دست دادند وترك واجب نمودند ، واقتدا به حضرت أمير ( عليه السلام ) نكردند كه به رعايت تقيه اين همه أمور را از عثمان گوارا مىكرد وسكوت مىنمود . ونيز بىوفايى اين هر دو به ثبوت پيوست كه براي نفسانيت خود به كمال انكار ومقابله عثمان برخاستند واخراج واهانت وضرب وشلاّق [ را ] از دست أو قبول كردند ، ووقت اظهار نص امامت در عهد أبى بكر كه خلل در حق واجبي حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] ودين پيغمبر مىشد پنبه در دهان كرده نشستند ، خوب شد كه به سزاى خود رسيدند ! در اين باب أصلا جاى طعن بر عثمان نيست ; زيرا كه عثمان ايشان را تأديب وتعريض محض بر ترك تقيه وارتكاب مجاهره نمود .

--> 1 . زيادة از مصدر .