سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
258
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
نفاقى واختلافى كه در لشكر هر دو شهر واقع شده بود ، تفصيلش آنكه : در زمان خلافت عمر بن الخطاب . . . أبو موسى اشعرى والى بصره بود به جهت قرب حدود فارس وشوكت زمين داران آنجا أبو موسى از پيشگاه خلافت مدد درخواست نمود از حضور خلافت لشگر كوفه براي مدد أو متعين گرديد ، قبل از آنكه لشكر كوفه نزد أبو موسى برسد از اثناى راه آنها را متعين فرمود به جنگ رامهرمز - كه شهري است عظيم ما بين فارس واهواز - لشگر كوفه به آن سمت متوجه شد وفتح نمايان كرد ، شهر را تصرف نمود ، غارت كرد وقلعه را نيز تسخير نمود ومال بسيار وبنديان بي شمار از زن وبچه به دست آورد ، چون اين خبر به أبو موسى رسيد خواست كه لشگر كوفه را تنها به آن غنايم مخصوص نكند ولشگر بصره را كه بارها مشقت جنگ آن بلاد كشيده بودند محروم نگذارد ، به لشگر كوفه گفت كه : اين مكانات را كه شما غارت كرديد من أمان شش ماه داده بودم ومهلت منظور داشتم تا معامله به واجبي بگيرم ونقض عهدم هم لازم نيايد ، شما را محض براي تخويف آنها متعين كرده بودم ، عجله نموديد وبا آنها در افتاديد ، لشكر كوفه اين امر را انكار نمودند گفتند كه : قصه أمان محض افترا است ودر ميان ردّ وبدل بسيار واقع شد وفيما بين هر دو لشكر نزاع قائم گرديد ، آخر اين ماجرا [ را ] به خليفه نوشتند عمر بن الخطاب فرمود كه : آنچه صلحاى لشكر أبو موسى وكبراى صحابه كه در آنجا هستند مثل : حذيفة بن اليمان وبراء بن عازب وعمران بن حصين وانس بن مالك وسعيد بن عمرو انصارى وأمثال ايشان - بعد از