سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
367
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
حتماً گفته كه : عمر از تمتّع منع نكرده ، واين قول - كه بلاشبهه از بعض علماى أهل نحله اوست - براي تكذيب اين منع حتمي كه به مقابله أهل حق آغاز نهاده ، كافى ووافى است ، كما سبق بيانه . واز غرائب آن است كه مخاطب با وصف نقل اختلاف در عبارت “ شرح صحيح “ اكتفا واقتصار بر يك قول نموده ، وندانسته كه بعد ثبوت اختلاف أهل خلاف ، اخفاى قول ثاني نفعي به أو نخواهد رسانيد ، وآخر ناظرين رجوع به أصل عبارت كرده ، حقيقت امر خواهند دريافت ، واگر رجوع هم نخواهند كرد به مجرد لفظ : ( اختلف ) ( 1 ) استدلال خواهند ساخت بر آنكه در اين باب قول ديگر هم است ، وخواهند گفت كه : چرا تو قول ديگر را ذكر نكردى ، به يك قول بلادليل تمسك مىنمايى ؟ ! دوم : آنكه قطع نظر از آنكه مازرى نقل اختلاف كرده ، خود علامه نووى - بعد نقل قول مازرى وقاضى عياض - ظاهر ساخته كه مختار همين است كه نهى عمر بلكه نهى عثمان نيز از همين متعة الحجّ بود كه به معناى عمره ( 2 ) كردن در اشهر حج بعد از آن حج نمودن در همان سال است .
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( افظ اخلف ) آمده است . ومراد لفظ : ( اختلف ) است كه در عبارت صاحب تحفه آمده : ( قال النووي - في شرح مسلم - قال المازري : اختلف في المتعة التي نهى عنها عمر . . ) . 2 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( نهى عمر ) تكرار شده است .