سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
333
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
اختصاص فسخ حج ثابت مىشود ( 1 ) ، حال آنكه پر ظاهر است كه عبارت جابر متعلق به افراد حج است ، چه جابر گفته است : ( أهللنا أصحاب محمد [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] بالحجّ خالصاً وحده ) پس اين عبارت را به فسخ حج أصلا تعلق نيست ، فضلاً ( 2 ) عن الدلالة على اختصاصه بالأصحاب ! وا عجباه ! كه طيبي بر محض ذكر لفظ : ( أهللنا أصحاب محمد [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] ) اكتفا كرده ، وما بعد آن را چون حذف كرده است ، چنين ادعاى باطل آغاز نهاده ، وندانسته كه كتاب “ مشكاة “ كه شرح آن مىكند عنقاى مغرب نيست كه حقيقت حال از اخفاى أو مخفى تواند شد ، آخر تمام عبارت از رجوع به أصل آن ظاهر خواهد شد ، وبطلان ادعايش بر بُله وصبيان هم واضح خواهد گرديد . وثالثاً : آنكه ضرر اثبات دلالت قول جابر بر اختصاص براي سنيه أكبر است از نفع آن ، چه بنابر اين ثابت مىشود كه افراد حج ، خاص به أصحاب بود ، پس افراد حج غير أصحاب را جايز نباشد ، وبنابر اين منع خلافت مآب از تمتّع وتأكيد وتشديد در افراد ، عين ضلال وعناد باشد ; پس در حقيقت اهتمام طيبي در اثباتِ دلالت قول جابر بر اختصاص عين لطف وعنايت بر أهل حق است كه در اين صورت اگر نهى خلافت مآب از تمتّع بر طريق نهى اولويت وتنزيه وترجيح افراد هم باشد باز هم خلافت مآب مطعون وملوم خواهد بود .
--> 1 . از ( بالجملة . . . ) تا اينجا در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( نقلا ) آمده است .