سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

334

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ورابعاً : آنكه اگر به فرض باطل اين روايت دلالت بر اختصاص فسخ حج هم ( 1 ) داشته باشد ، ومعناى : ( أهللنا أصحاب محمد [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] بالحجّ خالصاً وحده ) : فسخنا أصحاب محمد [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] الحجّ خالصاً وحده - به رعايت خاطر طيبي - گيريم ، واز ثبوت آن لغةً وعرفاً قطع نظر كنيم ، ‹ 1473 › باز هم از آن اختصاص أصحاب جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) به فسخ حج ثابت خواهد شد ، واما اختصاص فسخ حج به اين سال - كه مدعاى أرباب ضلال است ، وخود طيبي نقل آن نموده حيث قال : وإن فسخ الحجّ إلى العمرة مختصّ بتلك السنة - پس هرگز از اين عبارت ظاهر نمىشود . وخامساً : آنكه چون حضار ركابِ سعادت انتساب جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در حجة الوداع همه أصحاب بودند وايشان مأمور شدند به فسخ حج ; لهذا اگر به اين وجه كسى دعوى صدور حكم فسخ حج خاصةً به أصحاب كند ، به اين معنا كه مخاطب در آن وقت أصحاب بودند خاصةً ، چنين اختصاص موجب نفى حكم فسخ از غير أصحاب نمىتواند شد ، چه بسيارى از احكام شرعيه در قرآن وسنت به خطاب حاضرين واقع شده وبه سبب دلالت دلائل قطعيه بر عموم احكام تعميم آن احكام لازم است ، پس گو حكم فسخ حجّ به خطاب حاضرين خاصةً واقع شده لكن چون عموم ولزوم

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( دلالت ) تكرار شده است .