سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
162
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
واگر [ از ] غرض اين اختلاف ، اختلاف خود آن معدن اعتساف است ، پس شناعت اين تشبث زيادة تر واضح است كه دفع شناعت خلاف عمر به خلاف خودش معنايى ندارد . واگر غرض از آن ، اختلاف كسى ديگر است ، پس اگر آن كس از اتباع عمرى است ، مثل : عثمان وغير أو ، پس ظاهر است كه اين اختلاف دافع طعن از عمر نمىتواند شد ، وثبوت اجماع كافه علماى سنيه بر جواز متعة الحج براي تضليل مانعين كافى است . واگر بالفرض بعض علماى سنيه هم تقليد أئمة نار مىكردند ، ثبوت جواز از روايات متفق عليها براي طعن كافى بود . وجواب حمل نهى عمر بر نهى تنزيهي سابقاً ظاهر شد . وعجب است كه ابن روزبهان به مجرد امكان سماع عمر تشبث نموده ، وخود را از رمى السهام في الظلام معذور داشته ، وبه اين روايت ( 1 ) - كه اسلافش براي همين روز سياه بافته ( 2 ) وساختهاند - تمسك نكرده ! شايد از تمسك به آن به سبب ظهور كذبش استحيا نموده يا آنكه به سبب مزيد عجز وقصور باع بر افتراى اسلاف خود هم اطلاع به هم نرسانيده ، والاّ حيا را در
--> 1 . اشاره به روايتي است كه از سنن أبو داود 1 / 403 گذشت ، وابن كثير نيز در آخر كلامش آن را تضعيف نمود : عن سعيد بن المسيب : أن رجلا . . . أتى عمر ، فشهد أنه سمع رسول الله [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] - في مرضه الذي قبض فيه - ينهى عن العمرة قبل الحجّ . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( بأخته ) آمده است .