سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
16
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
وبعد از اين آية مىفرمايد : ( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ) ( 1 ) وبر متمتع هدى واجب ساخته ، نه بر مفرد . پس صريح معلوم شد كه در تمتع نقصانى هست كه منجر به هدى مىشود ; زيرا كه به استقراى شريعت بالقطع معلوم است كه در حج هدى واجب نمىشود مگر به جهت قصور ، ومع هذا تمتع وقِران هم جايز است . واز ( 2 ) حديث اختيار فرمودن آن حضرت [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] اِفراد را بر تمتع وقِران ، صريح دليل افضليت اِفراد است ; زيرا كه آن حضرت [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] در حجة الوداع ، اِفراد حج فرمود ، ودر عمرة القضاء وعمره جعرانه اِفراد عمره نمود ، وبا وجود فرصت يافتن در عمره جعرانه حج نگزارد ، وبه مدينه منوره رجوع فرمود . واز راه عقل نيز افضيلت اِفراد هر يك از حج وعمره معلوم مىشود كه : احرام هر يك وسفر براي اداى هر يك چون جدا جدا باشد ، تضاعف حسنات حاصل خواهد شد ، چنانچه در استحباب وضو براي هر نماز ، ورفتن به مسجد براي هر نماز ذكر كردهاند . وآنچه عمر از آن نهى كرده وآن را تجويز ننموده متعة الحجّ به معناى ديگر است ، يعنى : فسخ حج به سوى عمره وخروج از احرام حج به افعال عمره بي عذر ; وبر همين است اجماع أمت كه اين متعة الحجّ بلاعذر حرام است وجايز نيست .
--> 1 . البقرة ( 2 ) : 196 . 2 . ظاهراً ( از ) زائد است .