سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
599
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
افتضاح ومحدود شدن سه كس به ناحق بوده ; وشناعت آن از كلام خود عمر هم ظاهر شده . وظاهر است كه اين را كلام ابن أبي الحديد دافع ( 1 ) نمىتواند شد . واما جواب تفصيلي پس به چند وجه است : أول : آنكه روايتي كه از مدائنى نقل كرده لايق آن نيست كه احتجاج واستدلال به آن به مقابله أهل حق كنند كه مدائنى از أهل سنت است نه از شيعه . دوم : آنكه صحت اين خبر على طريق السنية هم غير ثابت ، فالاستدلال به بدون إثبات صحته غير مقبول ، كما لا يخفى على الأذكياء الفحول . سوم : آنكه اين خبر متهافت ومتناقض است ; زيرا كه از آن ظاهر است كه نزد جناب أمير ( عليه السلام ) مردى را آوردند كه حدّ بر أو واجب شده بود ، پس جناب أمير ( عليه السلام ) فرمود كه : آيا اينجا شهودند ؟ مردم گفتند : آرى . انتهى . وظاهر است كه پرسيدن جناب أمير ( عليه السلام ) از حضور شهود ، دلالت واضحه دارد كه اداى شهادت نزد آن جناب واقع نشده ; وهرگاه شهادت شهود واقع نشده باشد ، حكم به وجوب حدّ بر اين كس سمتى از صحت ندارد . چهارم : آنكه قياس اين قصه بر قصه عمر غير صحيح است ; زيرا كه درء نمودن عمر حدّ را از مغيره ، مستلزم جلد شهود ثلاثة بود ، ودر اين قصه جناب أمير ( عليه السلام ) جلد شهود نكرده ، كه از أصل شهادت واقع نشده .
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( واقع ) آمده است .