سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
592
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
عين كفر دانسته ، وبه مثل مشهور كه : ( نقل كفر كفر نباشد ) اعتذار از ذكر آن نموده ( 1 ) ، ودر مقام جواب هيچ تأويلى براي اين روايت وارد نكرده ، اكتفا بر ردّ آن نموده ( 2 ) ، پس ثابت شد كه مضمون اين روايت به زعم باطل مخاطب طعنى است غير قابل جواب ، واين طعن عين كفر است . وچون هرگز ثابت نيست كه نواصب اين روايت را در مطاعن ذكر كرده باشند ، بلكه كابلى آن را أولا به جواب طعن تعطيل [ حد ] مغيره ذكر نموده ومخاطب از كتابش اين روايت برداشته ، دو جا آن را ذكر كرده ، يكى جواب طعن تعطيل حد ، وديگر مقام تعديد مطاعن ، پس در حقيقت تشيد نواصب ( 3 ) در ايراد طعن بر حضرت أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] كه عين كفر است ، از مخاطب سر زده . ‹ 680 › ومحتجب نماند كه حاصل كلام مخاطب در اينجا - كه به تقليد كابلى بلكه به سرقت خرافاتش گفته - همين قدر است كه : شاهدان به زور وكذب وبهتان گواهى زناى مغيره داده بودند ، وتلقين شاهد از عمر واقع نشده ; ونسبت كلمه : ( أرى وجه رجل . . إلى آخره ) به
--> 1 . تحفه اثناعشريه : 227 . 2 . حيث قال : ( وروايت محمد بن بابويه در درء حدّ از سارق مقرّ سرقت و . . . مقبول نيست تا محتاج جواب باشد ) . تحفه اثناعشريه : 230 . 3 . در [ الف ] دو كلمه خوانا نيست ، ( كشيده ) ( ناصب ) نيز خوانده مىشود .