سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
569
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
دوم : آنكه عمر خود شناعت فعل خود [ را ] ظاهر كرده كه به مغيره بيان نموده كه : أو مغيره را نديده مگر آنكه خوف سنگبارى از آسمان كرده . پس ادعاى موافقت چنين فعل شنيعِ لايق به نزول عذاب حجاره ، با فعل معصوم موصوف بالطهارة ، دليل كمال مجازفت وجسارت ونهايت عدوان وخسارت است . سوم : آنكه مغيره حسب ارشاد باسداد خود جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) مستحق رجم بود كه آن حضرت مىفرمود كه : « اگر من ظفر يابم بر مغيره رجم أو نمايم » ، پس عدم تمكين ( 1 ) آن حضرت از اجراى حدّ بر مغيره يا اجراى حدّ بر مغيره به اذن آن حضرت ، واجراى حدّ بر شهود ثلاثة ، دليل صريح است بر عدول عمر از حق وصواب ، وجلب موجبات عقاب . اما آنچه گفته : وبر فعلى كه موافق فعل معصوم باشد طعن كردن ، بر فعل معصوم طعن كردن است . پس بدان كه علاوة بر تعطيل حدّ زناى مغيره ، طعن بر عمر در اين قصه به وجوه عديده متوجه است كه بعضِ آن مبنى بر محض تحقيق است ، وبعضِ آن مبنى بر محض الزام ، ‹ 672 › وبعضِ آن جامع تحقيق والزام وافحام خصام .
--> 1 . كذا ، وظاهراً ( تمكن ) صحيح است .