سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
567
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
حدّ الهى به آن حضرت نموده ، اختيار كردهاند - چه از تتمه روايت - كه اينها در شكم فرو بردهاند - ظاهر است كه أشعث به سبب عفو آن حضرت از اين سارق ، بر آن حضرت طعن واعتراض كرد وگفت كه : آيا تعطيل مىكنى حدى را از حدود خدا ؟ وكابلى ومخاطب ‹ 671 › هم چنانچه مىبينى نسبت تعطيل حدّ به آن حضرت مىنمايند ، پس در حقيقت ايشان به مفاد : ( الجنس يميل إلى الجنس ) أطاعت وپيروى أشعث منافق اختيار كرده ، ليكن براي صيانت خود از تفضيح وعدم ظهور تقليد واتباع چنين منافق - كه خود أبى بكر مذمت أو نموده ، وتأسف - وقت موت - بر نزدن گردن أو كرده ، كما سبق عن " كنز العمال " وغيره ( 1 ) - اين طعن أو را حذف نموده ودر شكم فرو برده ، خود را محقق وموجد اين اعتراض وانمودهاند ، وندانستهاند كه ايجاد واختراع اعتراض أشنع است از تقليد ديگرى در آن اگر چه منافق باشد ; زيرا كه ايجاد اعتراض بر آن حضرت دليل زيادة بغض وعداوت است به نسبت تقليد كسى ديگر در آن ، گو آن هم براي ثبوت شدّت بغض كافى است ، ولكن لشدّة البغض - أيضاً - مراتب متفاوتة متزايدة ، ومدارج مختلفة متصاعدة . پستر بدان كه فعل عمر [ را ] موافق فعل جناب أمير المؤمنين [ ( عليه السلام ) ] دانستن باطل است به وجوه عديده :
--> 1 . در أول طعن شانزدهم أبو بكر ( مطاعنى ديگر ) گذشت .