سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

385

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

اين قصه را به نحوى كه نقل كرده‌اند به طبري نسبت داده‌اند ، حال آنكه نقل هر سه با هم متخالف است ، وغير مطابق واقع . مگر نمىبينى كه آنچه ابن روزبهان گفته : ( وكان الناس يبغضونه ، فأخذوا عليه الشهود ) . از آن متبادر مىشود كه مردم بصره قبلِ وقوع اين قصه ، عداوت با مغيره داشتند ، وبه اين سبب گرفتند شهود بر مغيره كه أو زنا كرده است . وظاهر است كه نسبت اين سياق به طبري كذب ودروغ محض است كه از عبارت طبري هرگز ظاهر نمىشود كه مردم بصره به سبب عداوت مغيره شهود گرفتند بر اينكه زنا كرده است ، بلكه از عبارتش ظاهر است كه چون آمد ورفت مغيره نزد أم جميل بر مردم بصره متحقق شد ، به اين سبب در پى استكشاف حال افتادند وپرده از روى كار گشادند كه چند كس را مقرر ساختند كه ايشان مجامعت أو [ را ] با أم جميل ديدند . ونيز قول ابن روزبهان : ( وأتوا عمر ، فأحضره من الكوفة ) ، دلالت دارد بر آنكه مردم بصره قبلِ مغيره نزد عمر حاضر شدند ، وبعد از آن عمر مغيره را طلب كرد . واين معنا هم از عبارت طبري ظاهر نمىشود ، بلكه مدلول روايت طبري كه از محمد بن يعقوب نقل كرده آن است كه : أهل بصره خبر زناى مغيره به عمر نوشتند ، وكتاب به دست ابوبكره فرستادند ، وبه اين سبب عمر مغيره را طلب كرد .