سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

386

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ومدلول روايت طبري كه از سرى آورده آن است كه : شهود زناى مغيره اين خبر را به عمر نوشتند ، وعمر مغيره را طلب كرد ، وشهود أربعة ومغيره نزد عمر حاضر شدند . بالجملة ; آمدن أهل بصره نزد عمر ، از عبارت طبري أصلا ثابت نمىشود ، پس نسبت آن به طبري كذب محض است . وظاهراً غرض ابن روزبهان از ذكر اين معنا ، همان اثبات عداوت أهل بصره با مغيره است ، حال آنكه أصلا فائده به أو نمىرساند ، پس عجب كه به چنين غرض سهل ارتكاب كذب را سهل شمرده . واگر ضمير ( أتوا ) [ را ] راجع به شهود گردانند ، پس قطع نظر از بُعد آن ، باز هم اين معنا از عبارت طبري ظاهر ‹ 608 › نمىشود . آرى آمدن تنها ابوبكره قبل از مغيره نزد عمر ظاهر مىشود نه آمدن غير أو هم ، پس باز هم اين كلام وجهي از صحت ندارد . وكذب ابن روزبهان در اين ادعا - اعني حضور مردم بصره يا شهود ، قبلِ مغيره - به حدى ظاهر است كه كابلى هم - با آن جسارت ! - از ذكر آن اعراض كرده ; زيرا كه كابلى اگر چه در ذكر فقره ( وكان الناس يقلونه ، فأخذوا عليه الشهود أنه زنى ) - كه غرض از آن اظهار اين معناست كه : اخذ مردم بصره شهود را بر زناى مغيره به سبب عداوت سابقه بود - تقليد ابن روزبهان اختيار ساخته ، ليكن ذكر آمدن مردم بصره يا شهود نزد عمر قبل مغيره نكرده ، بلكه از عبارتش ظاهر است كه :