سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

353

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

قال : طعن ششم : آنكه حدّ زنا [ را ] از مغيرة بن شعبه درء نمود با وجود ثبوت آن به شهادت چهار كس ، وتلقين نموده شاهد را كلمه [ اى ] كه به سبب آن حدّ ثابت نشد ، به اين وضع كه چون شاهد چهارم براي اداى شهادت آمد گفت كه : ( أرى وجه رجل لا يفضح الله به رجلا من المسلمين ) . جواب از اين طعن آنكه : درءِ حدّ بعد از ثبوت آن مىشود ، وشاهد چهارم چنانچه بايد شهادت نداد ، پس أصل حدّ ثابت نشد ، دفع أو چه معنا دارد ؟ وتلقين شاهد افتراى محض [ وبهتان صريح ] ( 1 ) است ، ابن جرير طبري ومحمد بن إسماعيل بخارى در " تاريخ " خود وحافظ عمادالدين ابن أثير وحافظ جمال الدين أبو الفرج ابن الجوزي وشيخ شمس الدين مظفر سبط ابن الجوزي وديگر مورخين ثقات نقل كرده‌اند كه : مغيرة بن شعبه أمير بصره بود ، ومردم بصره با أو بد بودند ، ومىخواستند كه أو را عزل كنانند بر وى تهمت زنا بربستند ، وچند كس را از

--> 1 . زيادة از مصدر .