سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

434

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

منسوب سازند ، وتمسك به آن جناب [ را ] ترك كنند ، وتخويف آن جناب به احراق بيت بر آن حضرت نمايند . واگر چه فاضل ناصب از كمال وقاحت داد نصب وعداوت أهل بيت ( عليهم السلام ) داده ، مدعى جواز تهديد وتخويف حضرت فاطمه ( عليها السلام ) به احراق بيت آن حضرت ( عليها السلام ) بر مجتمعين در آن بيت - كه از جمله شان جناب أمير ( عليه السلام ) بود - شده ، بلكه از كلمات ضلالت سماتش پيداست كه احراق بيت آن حضرت ( عليها السلام ) به جهت حفظ نظام خلافت أبى بكر جايز ، بلكه مستحسن بود ، مثل فعل پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) با كفار ، وفعل جناب أمير ( عليه السلام ) با أصحاب جمل ، ليكن علماى متقدمين أو در جواب طعنِ طلب احراق بيت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) از جواب عاجز شده ، جز انكار آن مفرّى نيافته‌اند ، وراويان آن را از روافض قرار داده ، وناصبي چون مطلع شده بر اينكه طلب عمر احراق بيت حضرت فاطمه [ ( عليها السلام ) ] را به روايات معتبره ثابت است ، تا آنكه پدرش هم آن را در كتاب خود ذكر كرده ، وتصحيح آن نموده ، لهذا چاره انكار آن نيافته ، در پى تأويل وتوجيه آن افتاده ، از تكلم به كلمات كفر وزندقة هم نينديشيده ، حال آنكه اَسلاف أو اين مطالبه واين تخويف وتهديد را نهايت شنيع وفظيع دانسته‌اند ، تا ابن روزبهان در جواب علامه حلى احراق بيت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را أقبح وأشنع از قتل عثمان وقتل امام حسين ( عليه السلام ) گفته ، وهر عاقل ديندار مىداند كه تخويف وتهديد به قتل امام حسين ( عليه السلام ) كفر صريح وزندقة قبيح است ، پس تخويف وتهديد به احراق بيت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) - كه بنابر