سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
41
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
أول : به اين لفظ كه : ( لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ . . ) ( 1 ) واين نفرموده كه : لا ترفعوا أصواتكم بينكم عند النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم . دوم : ( كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْض . . ) ( 2 ) ، پس ( 3 ) صريح معلوم شد كه جهر بعض بر بعض جائز است . ومع هذا از كجا ( 4 ) ثابت شود كه أول عمر رفع صوت كرد وباعث تنازع گرديد ، اين را به دليلي ثابت بايد كرد بعد از آن زبان طعن بايد گشاد . در آن حجره جمعى كثير بودند ، ومقالات جمع كثير را رفع صوت لابدى است ، وارشاد پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم كه : « لا ينبغي عندي تنازع » نيز بر همين مدعا گواه است ; زيرا كه ( لا ينبغي ) ترك أولى را گويند ، نه حرام وكبيره را ، اگر كسى گويد كه زنا كردن مناسب نيست ، نزد أهل شرع ضحكه مىگردد . ولفظ : « قوموا عنّي » از باب تنگ مزاجى مريض است كه به گفت وشنيد بسيار تنگ دل مىشود ، وآنچه در حالت مرض از راه تنگ مزاجى به وقوع مىآيد در حق كسى محل طعن نيست ، على الخصوص كه اين خطاب به همه حاضرين است خواه مجوزين خواه مانعين .
--> 1 . الحجرات ( 49 ) : 2 . 2 . الحجرات ( 49 ) : 2 . 3 . در [ الف ] اشتباهاً ( پس ) تكرار شده است . 4 . در [ الف ] اشتباهاً : ( اينجا ) آمده است .