سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
40
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
واز روايت ديگر صريح اين معنا واين استبعاد معلوم مىشود كه گفتند : ( ما شأنه . . أهجر . . ؟ ! استفهموه . . ) . ومع هذا از راه مراعاة أدب اين گوينده هم جزم نكرد ، وبر سبيل تردد گفت كه : آيا اختلاط كلام است ؟ يا ما نمىفهميم ؟ بار ديگر استفهام كنيد تا واضح فرمايد ، وبه تيقظ وهوشيارى ارشاد كند تا دوات وكاغذ بياريم ، والا درگذريم كه چندان حاجت مشقت كشيدنش نيست . اين همه بر تقديرى است كه قسم أخير از اختلاط كلام مراد باشد ، واگر قسم اولش مراد باشد ، يعنى : اين مضمون را خلاف عادت پيغمبر مىبينيم ، مبادا به سبب ضعف ناطقه ألفاظ آن جناب را به خوبى در نيافته باشيم ، ألفاظ ديگر است وما چيز ديگر مىشنويم ، بار ديگر استفهام كنيد تا واضح فرمايد وبه يقين معلوم كنيم كه همين ألفاظ است ، آنگاه [ دوات ] ( 1 ) وكاغذ بياريم ، پس أصلا اشكال نمىآيد . ووجه سوم از طعن سراسر غلط فهمي يا از حق چشم پوشى است ; زيرا كه رفع صوت بر صوت پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم ممنوع است ، واز كسى در اين قصه واقع نشده ، نه از عمر ونه از غير عمر . ورفع صوت با هم در حضور آن حضرت به تقريب مناظرات ومشاجرات هميشه جارى بود ، وأصلا آن را منع نفرمودهاند ، بلكه اشاره قرآن تجويز آن مىفرمايد به دو جهت :
--> 1 . زيادة از مصدر .