سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

398

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ترهيب وايذا واهانت آن جناب ، سبك دوش خواهد كرد ; زيرا كه اگر به جهت ترك تقيه اعداى جناب أمير ( عليه السلام ) مطعون شدند ، بنابر مذهب شيعه - بر فرض محال - مطعون شدند ، نه بنابر مذهب سنيه كه تقيه نزد ايشان غير واجب است ، پس بنابر مذهب أهل سنت در اين صورت هم طعن از عمر ساقط نمىشود . فليضحك قليلا وليبك كثيراً . . هفتم : آنچه در خاتمه هفوات خويش سرائيده كه : اگر اين قصد عمر ثابت هم شود ، مقاوم فضائل أو نمىشود ! خرافت ظاهر است ; زيرا كه هرگاه امرى مبطل خلافت عمر به اعتراف أهل سنت ثابت شد ، بطلان خلافت أو هويدا گرديد ، وعدم صحت فضائل أو هم ظاهر شد ، وواضح گرديد كه همه آن را أهل سنت بافته وتافته‌اند ، پس آن فضائل خود صلاحيت اصغا والتفات ندارد ، چه جا كه مقاوم ومعارض مطاعن أو شود ! چه جا كه بر مطاعن أو راجح گردد ! وقطع نظر از اين ، چون فضائل عمر نزد أهل حق ، غير ثابت ، وأهل سنت متفرد به آنند ، وثبوت اين طعن متفق عليه ، پس مختلف فيه ، معارض متفق عليه نمىتواند شد . بالجملة ; اين كلام مضحكه نسوان ولعبه صبيان بيش نيست ، وبدان مىماند كه معتقدين إبليس وديگر مردودين واشقيا - مثل فرعون وهامان وسامرى - در جواب مطاعن ايشان كه أهل اسلام ذكر مىكنند ، بگويند كه : اين مطاعن مقاوم فضائل اين گروه نمىتواند شد كه آن متواتر است معناً ،