سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

358

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

تو مانع من از آن نيست كه اگر اين نفر نزد تو جمع شوند ، امر كنم كه دروازه بر ايشان بسوزند . واز اينجاست كه در آخر اين روايت مذكور است كه : حضرت فاطمه ( عليها السلام ) به جناب أمير ( عليه السلام ) وزبير هرگاه آمدند گفت كه : « عمر نزد من آمده ، وقسم به خداى تعالى ياد كرده كه : اگر شما عود مىكنيد ، أو هر آئينه اين خانه را بر شما خواهد سوخت » . پس به تصريح تمام واضح گرديد كه عمر به مشافهه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) تخويف وترهيب آن جناب به احراق نفس مبارك حضرت أمير المؤمنين ( عليه السلام ) - عياذا بالله - كرده ، وهر كسى كه در خباثت وشرارت وهلاك وضلال قائل اين قول تأمل داشته باشد ، از أهل ايمان نيست ; زيرا كه وجوب تعظيم وتكريم آن جناب از ضروريات دين ، ثابت است ، وهلاك وضلال تارك آن به اجماع ونصوص صريحه متحقق . وثانياً : ‹ 460 › آنكه عمر به جواب حضرت فاطمه ( عليها السلام ) - هرگاه آن جناب گفت كه : « آيا تو أولاد مرا بر من خواهى سوخت ؟ ! » - گفته : آرى ! قسم به خدا ايشان را خواهم سوخت . وظاهر است كه هر كسى كه چنين كلام شقاوت نظام در حق حسنين ( عليهما السلام ) - كه نهايت محبت وعطوفت سرور أنام ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در حق ايشان معلومِ خواص وعوام است - گويد ، بلاشبهه كافر وملحد ومنافق وشيطان خبيث است ، وهرگز أو را از ايمان واسلام بهره نيست ، وبلا ريب أو عدو خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) است . وثالثاً : صراحتاً واضح است كه عمر حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را به اين كلمات آزرده ، ونهايت رنج وصدمه به آن جناب رسانيده ، چه بديهي أولى است - تا