سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
239
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
همين حديث - كه بنابر آنچه در باب امامت گذشت ، امر به تمسك واقتدا به حضرت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ونص بر خلافت آن حضرت است - فرمايد ، وعمر چون از مقصود آن حضرت واقف بود ، مردم را از آوردن أدوات كتابت منع كرد . اما آنچه گفته : بلكه امر ديني هم نبود ، محض مشورت نيك ومصالح مُلكى ارشاد مىشد كه زمانِ همين وصيت بود . پس جوابش آنكه : اگر مشورت نيك ومصالح مُلكى از أمور دين نبود ، آن حضرت را چه لازم بود كه در چنين وقت به اهتمام آن مىپرداخت ؟ ! وادعاى اين معنا كه وقت احتضار زمان وصيت به أمور دنيوية است ، بي دليل وباطل محض است . اما آنچه گفته : كدام عاقل تجويز مىكند كه جناب پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلم در مدت بيست سال كه زمان نبوت آن أفضل البشر بود - با وصف رحمتي ورأفتي كه بر عموم خلق الله ، وبالخصوص در حق أمت خود داشت ، وبا وجود تبليغ قرآن وارشاد أحاديث بي شمار - در اين وقت تنگ چيزى كه هرگز نگفته بود ، وآن چيز ترياق مجرب بود براي دفع اختلاف مىخواست بگويد يا بنويسد . پس مردود است به اينكه : كدام كس از شيعيان به اين معنا قائل شده كه امرى كه براي نوشتن آن ، جناب پيغمبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) أدوات كتابت طلب فرموده بود ،