سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
22
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
جارى شده ، بلكه حرف در جناب كبرياى الهى است ( 1 ) . و معلوم است كه معتزله به تقريب انكار عصمت انبيا ( عليهم السلام ) ; هيچ پيغمبرى را از ابتداى حضرت آدم تا حضرت پيغمبر ما صلى الله عليه [ وآله ] و سلم نگذاشتهاند كه صغائر و كبائر به جناب ايشان نسبت نكردهاند ، و هر همه را به آيات و احاديث به اثبات رسانيده [ اند ] . و همچنين فرقه يهود در انكار عصمت ملائكه همين جاده را پيمودهاند . و خوارج و نواصب در جناب حضرت امير ( عليه السلام ) و اهل بيت كرام ( عليهم السلام ) همين وتيره پيش گرفتهاند . ليكن بر عاقلان پوشيده نيست كه اين همه ، عوعو [ ى ] سگان نسبت به نورافشانى ماه است ، اصلاً نقض ( 2 ) منزلت آن بزرگان نمىكند . وإذا أتتك نقيصتي من ناقص * فهي الشهادة لي بأني كامل
--> 1 . [ الف و ب ] مخفى نماند كه : ظاهر اين عبارت ، منكَر و قبيح است ، و ايهام مىكند كه - نزد مخاطب - در واقع حرف در جناب كبريايى است ; و حق همين است كه حضرات اهل سنت در جناب كبريايى حرف دارند كه تجويز ظلم و شنائع بر او كنند ، « ما أضمر أحد شيئا إلاّ ظهر في فلتات لسانه أو صفحات وجهه » [ نهج البلاغه 4 / 7 ، بحار الأنوار 72 / 204 ] ، پس گو اهل سنت تجويز ظلم را بر حق تعالى ، موجب توجه طعن بر او تعالى نمىدانستند ، ليكن اينجا بر زبان مخاطب كلامى جارى شد كه مطابق واقع است ، كه ظاهرش دلالت دارد بر آنكه نزد مخاطب في الحقيقة در جناب كبريايى حرف است . ( 12 ) . لكاتبه حامد حسين عفي عنه . 2 . در تحفه : ( نقص ) .