السيد محمد رضا المدرسي

81

تشيع در تسنن ( فارسي )

مى كند واشخاص أئمة را به ما معرفى مى نمايد . گر چه بحث در اين جا نيز بسيار فشرده است ، ولى اگر به همهء آنچه گذشته وآنچه از اخبار صحيح ( 1 ) مى آيد ، توجه شود ، حقيقت روشن خواهد شد . نكته قابل ذكر اين كه در سندهاى روايات آينده ، افرادى واقع شده اند كه ممكن است مخالفين ، آن ها را به خاطر مذهب وتشيعشان قبول نداشته باشند ولذا اين روايات را براي خود حجت ندانند ، خصوصا اين كه در اين روايات ، حتى خود أئمة نيز در سند قرار دارند . در جواب بايد گفت اين اشكال به هيچ وجه قابل طرح نيست ، زيرا لازمهء چنين سخنى آن است كه اگر كسى كلامي را نقل كرد كه خود بدان معتقد است ، ارزش نداشته باشد ، اگر چه شخص عادل وأميني باشد . وانگهى ، دانشمندان أهل تسنن ، خود از رجال شيعه در كتاب‌هايشان روايت مى كنند وبدان احتجاج مى نمايند . علامهء مجاهد مرحوم " شرف الدين " ، نام دهها نفر از رجال شيعه را گرد آورده كه بزرگان أهل تسنن ، به وثاقت وامانت وتشيع آن ها تصريح كرده اند ومحدثينى چون " بخارى " ، " مسلم " ، " ترمذى " وغيره ، از علوم را اخذ مى نموده اند . ( 2 ) " حاكم نيشابورى " در كتاب " معرفة علوم الحديث " وقتي صحبت از صحيح ترين سندها مى كند وبهترين سلسلهء اسناد عده اى از صحابه را ذكر مى نمايد ، قبل از همه مى گويد :

--> 1 . در اين جا " صحيح " در معنى اصطلاحى خاص به كار نرفته است ، بلكه مقصود رواياتى است كه راويان آن ، همه از اشخاص امين وراستگو باشند ، گرچه أكثر روايات ، صحيح به معنى خاص آن در علم رجال نيز هست . 2 . ر . ك : المراجعات ، ص 52 .