السيد محمد رضا المدرسي

141

تشيع در تسنن ( فارسي )

تابعنا وربما تابع أهل المدينة وربما خالفنا جميعا ، حتى اتيت على أربعين مسألة ما أخل منها مسألة . ثم قال أبو حنيفة : أليس قد روينا ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس ؟ ، ( 1 ) هيچ كس را فقيه تر از " جعفر بن محمد " نديدم . وقتي كه " منصور " أو را به " حيره " فراخواند ، كسى را به سوى من فرستاد وگفت : اى أبو حنيفة ! مردم مفتون وشيفتهء جعفر بن محمد شده اند ( ومن ناچارم أو را جلب كنم ) پس سؤالات دشوارت را براي أو آماده كن . من چهل مسأله براي أو آماده كردم . آن گاه نزد أبا جعفر رفتم در حالي كه جعفر در سمت راست أو نشسته بود ، پس هنگامى كه آن دو را ديدم ، از ابهت جعفر بيم مرا فرا گرفت آن طور كه از أبى جعفر چنين احساسي به من دست نداد . پس سلام كردم وبه من اجازه داد ونشستم . جعفر به سوى من توجه كرد وگفت : اى أبا عبد الله ! آيا اين را مى شناسى ؟ گفت : بله ! اين أبو حنيفة است . سپس ادامه داد : نزد ما آمده است ، سپس گفت : اى أبو حنيفة ! مسائلت را بياور تا از أبا عبد الله بپرسيم . پس شروع به سؤال كردم وأو در هر مسأله مى گفت : شما اين گونه مى گوييد وأهل مدينه آن گونه مى گويند وما چنين مى گوييم . پس گاهى با ما همراه مى شد وگاه با أهل مدينه وگاه با همهء ما مخالفت مى كرد . تا آن كه به مسألهء چهلم رسيدم وهيچ مسأله اى جا نماند . سپس أبو حنيفة گفت : آيا چنين نيست كه به ما گفته شده داناترين مردم ، آگاه ترين آن ها به اختلاف أقوال است ؟ آفات تعصب جاهلانه متأسفانه تعصب هاى كوركورانه وجاهلانه ، همواره در طول تاريخ

--> 1 . شمس الدين الذهبي ، سير أعلام النبلاء ، چاپ نهم دارالنشر 1413 ، ج 6 ، ص 257 ، چاپ الرسالة نيز با همين آدرس است .