ابراهيم عاملي ( موثق )

34

تفسير عاملي ( فارسي )

ببين كه گوشه ى جامه چون زبان سگى از دنبال خود مىكشد . يا بصفيّه دختر حييّ بن اخطب كه پس از فتح خيبر به خانه ى پيغمبر آمد مىگفتند : تو يهودى هستى كه پدرت هم يهودى بود . اين آيه براى جلوگيرى از اين گونه سخنان بوده است . ترجمه : 11 اى مؤمنين نه مردان يكدگر را فسوس و سخره كنند و نه زنان چه شايد آن را كه كم شمرديد از شما به باشد و نيز به اشاره عيب يكدگر نگيريد و بلقب و نام بد و ناپسند كسى را سرزنش نكنيد كه چه زشت است از پس ايمان و مسلمانى نام فسق و كفر بر كس نهادن و آنها كه اين كار زشت خود رها نميكنند ستمكارانند 12 اى مؤمنين بيشتر بدگمانيهاى خود نديده انگاريد كه مىشود ، بدگمانى گناه باشد و نيز جاسوس نباشيد كه سر از كار ديگران در آيد و غيبت يكدگر نكنيد چه مگر شود كسى گوشت برادر مرده ى خود خورد كه اين همچون آن است كه نمىپسنديد و از خدا بترسيد كه او توبه پذير است و مهربان . شأن نزول : اسباب النّزول سيوطى : ابو مليكه گفت : روز فتح مكّه بلال بر بام كعبه رفت و اذان گفت ، مردم با يكدگر گفتند : اين غلام سياه بايد بر بام كعبه رود و اذان بگويد ؟ آيت 13 « إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ - الخ » بجواب آنها نازل شد . و ابن عساكر گفته است : آيه براى ابو هند است كه پيغمبر به قبيله ى بنى بياضه فرمود از قبيله ى خود زنى با او همسر كنيد . آنها گفتند : چگونه شود كه دختران خود بغلامان خود دهيم ؟ اين آيه بجوابشان آمد و در مجمع البيان از ابن عبّاس نقل كرده است كه چون بلال بر بام اذان گفت ، عتّاب بن اسيد گفت الحمد للَّه كه پدرم مرد و اين را نديد . حرث بن هشام گفت : مگر محمد غير از اين كلاغ سياه كسى براى اذان پيدا نكرد ؟ سهيل بن عمرو گفت : اگر خدا چيزى را خواست عوضش مىكند . ابو سفيان گفت : من چيزى نمىگويم كه مبادا پروردگار آسمان محمّد را خبردار كند . جبرئيل نازل شد و آن حضرت را خبردار كرد و احضارشان فرمود و اقرار كردند و اين آيه براى جلوگيرىشان نازل شد .