ابراهيم عاملي ( موثق )
17
تفسير عاملي ( فارسي )
بود جاى آن درخت را بشما نشان مىدادم و ما در آنجا با پيغمبر بيعت كرديم كه تا دم مرگ بجنگيم و نگريزيم و كسى از اين بيعت برنگشت مگر جدّ بن قيس كه او منافق بود و در زير شتر پنهان شد و با ما نيامد . « سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ - الخ » 11 چون پيغمبر خواست براى انجام عمره ( يكى از عبادات است بمانند حجّ ) بمكّه رود از اعراب دور و بر مدينه دعوت كرد كه با او عمره گزارند تا مبادا قريش بجنگ برابر آن حضرت آيند و نگذارند وارد مكه شود و خود لباس احرام پوشيد و شتر براى قربانى آماده كرد تا مردم بدانند كه آهنگ جنگ ندارد . قبيله هاى « جهينه و مزينه » كه دعوت پيغمبر به آنها رسيد گفتند : چگونه بسوى مردمى برويم كه بر سر محمد آمدند و يارانش را كشتند ( مقصود جنگ احد است كه اعراب بسوى مدينه آمدند و حمزه عموى پيغمبر در آن جنگ شهيد شد - مترجم ) اين سخن را با خود گفتند و نرفتند و چون پيغمبر برگشت و آنها را سرزنش كرد از تخلَّف و همراهى نكردن آنها با پيغمبر عذر آوردند كه ما گرفتار كار زندگى و خانواده ى خود بوديم و نتوانستيم با تو همراهى كنيم . خداوند به اين آيه پيغمبر را خبر مىدهد كه چون از صلح حديبيه بر گردى و از آنها بپرسى چرا نيامديد ؟ چنين جواب خواهند داد كه « شَغَلَتْنا أَمْوالُنا » . « فَاسْتَغْفِرْ لَنا » 11 كشف : پس از آنكه پيغمبر از حديبيه برگشت آنها كه دعوت پيغمبر نپذيرفته بودند عذر آوردند و گفتند : براى ما استغفار كن و اين جمله كنايه از قبول عذر بوده است چون پيغمبر عذر هر كس را كه مىپذيرفت برايش استغفار مىكرد . « أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا » 11 مجمع : با ضمّ و فتح ضاد قرائت شده است و آيت پس از اين كه گفته شده است « بَلْ ظَنَنْتُمْ - الخ » معجزه ى پيغمبر است كه او را از غيب خبر دادند و آنچه آن اعراب با خود مىانديشيدند در اين آيه نمودار شد كه بدبين بوديد و گمان داشتيد كه پيغمبر و مسلمين كشته مىشوند و بر نميگردند . « ذَرُونا نَتَّبِعْكُمْ » 15 كشف : چون از حديبيه برگشتند نويد فتح خيبر رسيد