ابراهيم عاملي ( موثق )
15
تفسير عاملي ( فارسي )
فخر : يعنى : افزايش ايمان شما موجب بهشت است براى شما در آخرت و موجب عذاب منافقين است بدست شما در اين عالم . « وَلِلَّه جُنُودُ - الخ » 7 فخر : اين آيه در آيت چهارم آمده است و تكرار آن براى اين است كه فرستادن لشكر يا براى عذاب است يا براى آسايش در آيت اول كه گفته شده است بدنبال نام مؤمنين و از اين جهت بدنبال اين جمله گفته شده است « عَلِيماً حَكِيماً » كه علم با حكمت نشانه ى رحمت است و در نوبت دوّم كه گفته شده است بدنبال عذاب منافقين آورده شده است و نشانه ى آزار است و از اين جهت در آخر گفته شده است « عَزِيزاً حَكِيماً » چون عزّت و برترى با حكمت علامت قدرت بر عذاب است پس در اوّل براى فهماندن قدرت خداوندى است به رحمت بر مؤمنين و دوّم براى نشان دادن قدرت است بر آزار مشركان . مثنوى در دفتر چهارم ، تهديد سليمان به بلقيس : جمله ذرّات زمين و آسمان لشكر حقّند گاه امتحان باد را ديدى كه با عادان چه كرد ؟ آب را ديدى كه با طوفان چه كرد ؟ آنچه بر فرعون زد آن بحر كين و آنچه با قارون نموده است اينزمين و آنچه آن با بيل با آن پيل كرد و آنچه پشّه كلهء آن مرد خورد و آنكه سنگ انداخت داودى بدست گشت سيصد پاره و لشكر شكست سنگ مىباريد بر اعداى لوط تا كه در آب سيه خوردند غوط گر بگويم از جمادات جهان عاقلانه يارى پيغمبران مثنوى چندان شود كه چل شتر گر كشد عاجز شود از بار پر « لِتُؤْمِنُوا بِاللَّه - الخ » 9 مجمع : « ليؤمنوا » با ياء به صيغه ى غايب نيز خوانده شده است يعنى تا كافران ايمان بياورند و شما مسلمانان پيغمبر را احترام و يارى كنيد . و قرائت مشهور با تاء به صيغه ى خطاب است يعنى تا شما مؤمن شويد و پيغمبر را احترام كنيد . و چون ضمير * ( تُعَزِّرُوه وَتُوَقِّرُوه ) * براى پيغمبر است عدّه ى زيادى از قاريها در تعزّروه وقف كردهاند تا در تسبّحوه كه ضمير براى