ابراهيم عاملي ( موثق )

9

تفسير عاملي ( فارسي )

بينداز ، او چون [ عصا انداخت ] ديد گويا مارى است كه ميجنبد پشت بعصا كرد و رو بفرار و بر نگشت [ كه آن را ببيند و شنيد كه گفتند ] : اى موسى مترس برو بسويش كه تو [ در امانى و ] از جمله ايمنان باشى 32 دست خود بگريبان بر تا چون بيرون آرى سفيد و درخشان باشد بدون بدى و پيسى يا اينكه نه بد بينى و نه آزارى . و [ بهنگام ترس ] بازوى خود بپهلو استوار بدار [ دستها به پهلو بچسبان و ترس به خود راه مده و آماده به كار باش كه ] اين مار عصا و سفيدى دست دو دليل تو هستند از سوى خداى تو پس [ با اين دو پشتيبان استوار برو ] بسوى فرعون و درباريانش كه مردمى فاسق و از راه منحرف هستند . 33 موسى گفت : اى خدا من كسى از آنها را كشته‌ام و ميترسم كه مرا بكشند 34 و برادرم هارون كه زبانش از من رساتر است براى ياورى همراهم كن تا او [ با زبان فصيحش و منطق گويايش ] تصديقم كند كه ميترسم آنها سخنم دروغ پندارند و مرا تكذيب كنند 35 خدا گفت [ او شنيد كه گفتند ] اى موسى پشتت را ببرادرت محكم ميكنيم و شما را مسلَّط بر آنها ميكنيم چه با اين نشانه ها كه از ما داريد دست آنها بشما نخواهد رسيد و شما و هر كه پيروتان باشد همگى چيره و مسلَّط خواهيد بود . 36 چون موسى با آن آيات [ معجزات ] روشن كه از ما داشت نزد فرعونيان رفت گفتند : اين كار موسى جز جادوى ساختگى چيزى نيست و چنين چيزى از پدران و گذشتگان خود نشنيده ايم 37 موسى گفت : خداى من بهتر ميداند كى راه درست از سوى او آورده [ و صلاح انديش است ] و پايان اين زندگى بسود چه كسى خواهد بود ؟ ولى مطمئن باشيد كه ستمكار رستگار نخواهد بود 38 فرعون با اعيان و درباريان خود گفت : من جز خود براى شما خدائى نميدانم پس [ رو به هامان كرده گفت ] اى هامان براى من بر گل آتش بيفروز [ و آجر بساز ] و كاخى بلند بساز تا شايد [ از بالاى آن ] از خداى موسى خبردار شوم زيرا گمان ميكنم او هم يكى از آن مردم دروغگو است 39 [ بلى ] فرعون و لشكريانش بىجهت و بدون لياقت خود را برترين مردم روى زمين ميدانستند و ميپنداشتند