ابراهيم عاملي ( موثق )

6

تفسير عاملي ( فارسي )

اهل يقين از آن بهره مند شوند . 4 آرى فرعون [ مردى خودخواه بود كه ] خود را برترين مردم روى زمين ميشمرد . او مردم را چند دسته كرده بود و يك دسته را چنان خوار و زبون داشت كه پسر بچه هاى ايشان را ميكشت و زنهاشان را باقى و به خدمت ميگماشت [ خلاصه ] او از تباهكاران [ بنام جهان ] بود 5 لكن اراده ى ما چنين است كه بمردم خوار و ضعيف منّت نهيم و نيكى كنيم و پيشوا قرارشان دهيم و هم وارث ستمكارانشان كنيم 6 و بر سرزمين خودشان قدرت و توانائى دهيم [ از اينروى بود ] كه آنچه را فرعون و دوستش هامان و لشكريانش از آن بيچارگان انديشناك بودند [ كه مبادا در برابرشان به پا خيزند و با آنها در آويزند بر سرشان آورديم و ] به آنها نشان داديم . 7 [ آغاز اين حادثه چنين بود كه ] بمادر موسى الهام كرديم : نوزاد خود را شير بده و اگر ترسيدى [ كه فرعون او را مثل ديگر بچه ها بكشد ] او را به دريا بينداز و مترس و انديشه و اندوه مدار كه بسوى تو بازش گردانيم و پيغمبرش كنيم 8 [ او فرزند خود را برود نيل انداخت ] پس دسته ى فرعونيان او را از آب گرفتند و سر انجام و نتيجه اش دشمنى با آنها و اندوه آنها شد زيرا كه فرعون و هامان و لشكريانشان مردمى خطاكار بودند . 9 همسر فرعون [ كه بچه اى از آبگرفته ديد ] گفت : نور چشم من است و تو ، اين را مكشيد كه باشد كه از او سود بريم و يا فرزند خود كنيم در حالى كه آنها [ از عاقبت كار ] خود خبردار نبودند [ كه بنابودى خود كومك ميكنند ] 10 و امّا مادر موسى خوشدل و آسوده خاطر شد و اگر دلش را استوار نداشتيم كه او هم از مؤمنين بأسرار ازلى باشد نزديك بود كه راز خود آشكار كند [ و از خوشحالى بچه ى خود را معرّفى كند ] و يا در دل مادر موسى صبر و شكيبائى نمانده بود [ و از فراق فرزند ] نزديك بود راز خود آشكار كند اگر دلش را محكم نكرده بوديم تا از دسته ى مؤمنين بوعدهء ما باشد 11 او به دختر خود خواهر موسى گفت : بدنبال برادرت برو [ و از او خبردار باش ] او از دور موسى را ديد ولى درباريان فرعون خبردار نبودند [ كه اين خواهر او است ] 12 و چون خوى موسى را از پيش جورى آفريده بودم