ابراهيم عاملي ( موثق )
32
تفسير عاملي ( فارسي )
بود و كوه در مغرب آن وادى بود و آن كوه را غربىّ الجبل ميگفتند ، و ممكن است غربىّ صفت وادى باشد يعنى آن وادى در جانب مغرب بود . « فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ » 45 كشف : يعنى بعد از موسى روزگارها گذشت و پيغمبرى و تبليغ متوقّف شد و دين گذشته را دگرگون كردند كه ممكن بود ارزش خود را از دست بدهد از اين روى ما تو را فرستاديم تا آنها را نو كنى و حقّ را نمودار كنى ، و بعضى گفتهاند : يعنى تو نبودى و مدّتها گذشت و اكنون آن را باعجاز و وحى از سوى ما براى مردم نقل ميكنى . « لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ » 46 ابو الفتوح : يعنى براى مردم مكّه پيش از تو پيغمبرى نيامده است . طبرى : يعنى براى عرب پيغمبرى نيامده است . « 1 » « فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ » 48 ابو الفتوح : يعنى چون محمّد صلى اللَّه عليه و آله پيغمبرى براى آنها معيّن شد . [ مجمع : چون محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم و قرآن و اسلام براى آنها آمد ] . « قالُوا سِحْرانِ تَظاهَرا » 49 طبرى : كلمه ى « سحران » ساحران با الف هم خوانده شده است و بهر قرائت چند معنى شده است با الف به معنى جادو بعضى گفتهاند : نقل از سخن يهود است كه آنها گفتند موسى و هارون ساحر هستند ، و بعضى گفتهاند : نقل سخن عرب است يعنى موسى و محمّد ساحر هستند ، و بعضى گفتند يعنى اعراب گفتند : عيسى و محمّد دو جادوگر بودند . و سحران بى الف بمعنى جادوئى است و نقل سخن عرب است كه قرآن و تورات دو كار جادوها است و يا قرآن و انجيل دو جادوئى و عمل جادوها است . « وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ » 51 ابو الفتوح : يعنى پيوسته براى آنها سخن ما
--> ( 1 ) بعضى گفتهاند كه پيش از تو رسولى صاحب شريعت براى آنها نيامده هر چند انبيائى بودهاند كه حافظ شرع پيغمبر سابق بودند چه ظاهر و چه پنهانى . و اين را بدانجهت گفتهاند كه ممتنع ميدانند كه زمان از حجّت خالى باشد .