ابراهيم عاملي ( موثق )

9

تفسير عاملي ( فارسي )

گفته است : بهر جا ميرفت آب به صورت منجمد و بسته نمودار ميشد ، ابن زيد گفته است در خشكى ماهى زنده شد و در راهى به صورت سرب رفت تا به دريا رسيد . « آتِنا غَداءَنا » مجمع : نقل است كه آن روز و شب را راه رفتند روز بعد موسى گفت غذاى روز ما را بياور ، چون عشاء غذاى شب است و غدا غذاى روز و انسان در روز بيشتر از شب احتياج به غذا دارد . « إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ » طبرى : عبّاس بن وليد براى من نقل كرد كه از محمّد بن مفضّل شنيدم و او از پدرش نقل كرد كه آن سنگ جاى موسى همين سنگ است كه نزديك نهر الذّئب است در كنار راه . ابو الفتوح نوشته است : هفل بن زياد گفت آن صخره است كه پيش نهر - الزّيت است . « وَما أَنْسانِيه » مجمع : بضمّ هاء قرائت حفص است و با كسر هاء قرائت ديگران است . طبرى : از مصحف عبد اللَّه مسعود نقل شده است كه « ما انسانيه ان اذكره إلَّا الشّيطان » بوده است . « اتَّخَذَ سَبِيلَه فِي الْبَحْرِ عَجَباً » 63 مجمع : يعنى راه عجيبى بود كه آبها پس رفت و مانند سوراخى راه باز ماند ، و گفته‌اند : سخن يوشع در « في البحر » تمام است و كلمه ى « عجبا » گفتار موسى است كه چگونه چنين شد . از ابن عبّاس نقل شده است يعنى موسى با كمال تعجّب دنبال كرد آن راه را كه ماهى رفته بود . روح البيان : علماء گفته‌اند : يوشع بقدرى از موسى معجزه ديده بود كه زنده شدن ماهى براى او ارزشى نداشت و فراموش كرد ، و احتمال است كه شايد اين مطلب مهمّ را خداوند از خاطر او برد تا موسى كه علم خود را زياد ميپنداشت تنبيه شود و بداند كه بايد خداوند در دل بياورد و نگاهدارد ، و بعضى گفته‌اند : شايد اين حادثه ى مهمّ كه زنده شدن ماهى و باز شدن آب مثل طاق طورى او را مجذوب كرد كه چيزى بخاطرش نماند « ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ » چون جمله ى « نبغ » فعل مضارع