ابراهيم عاملي ( موثق )

29

تفسير عاملي ( فارسي )

است و از هر وسيله در اختيارش گذارده ، چون ابن انبارى در كتاب اضداد نقل كرده است : عمر در منى شنيد مردى آواز ميكرد « يا ذا القرنين » او گفت : شما نام پيغمبران بر خود نهاديد ديگر بنام فرشتگان چه كار داريد ؟ و اين حكايت بر فرض صحّت دليل نيست كه ذو القرنين ملك بوده چه ممكن است مقصود عمر اين بوده باشد كه اگرچه پيش از شما آدميان به اين نام ناميده شده‌اند ولى اين اسم ملك است و شما خود را به آن نناميد . ديگرى گفته است : او همان فريدون نواده ى جمشيد است كه پنجمين پادشاه سلسله ى پيشداديان ايران است ، و در كتاب صور الأقاليم ابو زيد بلخى است كه به او وحى ميشده است . ديگرى گفته است او اسكندر رومى بوده است كه مدّتى زياد پيش از اسكندر پسر فيليپ يونانى ميزيسته است ولى مورّخين كه تحقيق و دقّتى در كار خود داشته‌اند گفته‌اند : هر دو يك نفر هستند . شهرستانى در آيات ذو القرنين : عالم شهير سيّد هبة الدّين شهرستانى شرحى در جواب سؤال از معنى اين آيه نوشته است كه در ضمن انتشارات تبليغات اسلامى چاپ شده است اينك قسمتى از آن : « ذو القرنين يكى از پادشاهان بزرگ يمن بوده كه چندين قرن پيش از اسكندر يونانى بوده و از سلسله تبابعه و اذواء يمن بوده است كه مردان مسمّى بتبّع يا ذو يزن ، ذو همدان ، ذو غمدان راى تبابعه و اذواء ميناميدند . تاريخ ذو القرنين بطورى كه در كتاب شمس العلوم تأليف امير يمن نشوان بن سعيد از مؤلَّفين قرن ششم و هم در منتخبات از آن كه در مطبعه ليدن از مطابع اروپا سال 1916 ميلادى صفحه 84 چاپ شده است اين است حملات لشكرى و تدبيرهاى كشورى او راى در آفريقا و منتهاى معموره در ممالك روسيّه ذكر نموده‌اند و شهر سمرقند راى نيز با شهر افريقيه از مبانى و مؤسّسات آن بزرگوار شمرده‌اند و سمرقند راى مصحّف دانسته‌اند از شمر كند يعنى شمر شاه آن را كنده و بنا كرده است و گفته‌اند كه او در شمال بلاد روم وفات يافته و مدفون شده و قبر او تا حال موجود است ، و چون از وطن خود حركت كرد بسوى مغرب آفتاب نسبت بملك خود كه يمن بود و مصر و آفريقا راى فتح كرد و رسيد به دريا تا محيط آتلانتيك كه منتهاى معموره