ابراهيم عاملي ( موثق )

21

تفسير عاملي ( فارسي )

بگويد : يا به آن جا برسم يا روزگارى و مدّتى بس دراز در حركت باشم . سوّم - به آب رفتن ماهى چه بوده است كه بگفته ى مفسّرين نشانه ى پيدا كردن عالم بوده است براى موسى ؟ چهارم - آن گفتگوى موسى و عالم و رفتار او به صورت معمّى براى چه و چرا از اوّل حقايق را بموسى نگفت تا او بيچاره شد و به آن جور از او كناره كرد ؟ پنجم - با آنكه موسى تقاضاى تعليم كرد چرا آن عالم با آن سه عمل عجيب بتقاضاى او خاتمه داد ، و اين رنج سفر و ديدار جز خرده گيرى و ناراحتى براى موسى چه نتيجه داشت ؟ ششم - بطورى كه آلوسى در روح المعانى نوشته است : موسى در تيه از دنيا رفت پس اين مسافرت و ملاقات كى بوده است كه يهود از آن خبر ندارند ؟ و خود جواب اين سؤال را چنين گفته است : شايد موسى در همان غيبتهاى مناجاتى خود اين سفر را جورى برگزار كرده است كه كس خبردار نشده است چنان كه از كشف الأسرار نقل كرديم : موسى از آن عالم كه جدا شد بسوى بيابان تيه نزد مردم خود رفت . اين پرسشها و ترديدها مسير فكر آدمى را عوض مىكند كه شايد جملگى اين آيات براى نشان دادن گردش معنوى است و باصطلاح سير انفسى بوده است نه راهپيمائى و سير آفاقى ، و شايد بتوان گفت : معنى آيت اوّل با اين شعر حافظ روشن مىشود : دست از طلب ندارم تا كام دل برآيد يا جان رسد به جانان يا جان ز تن درآيد و موسى را دغدغه و خارخاركى درونى بىآرام كرد و بيكى از نزديكان خود گفت : من آرام نگيرم تا برسم به آن جا كه فراهمى دو دريا است يعنى آنجا كه نه فكر كسى به آن رسد و نه پائى آن را بسايد ، بقول مثنوى : « آنچه‌اند روهم نايد آن شوم » و يا روزگارى دراز به سفر باشم گرچه تا پايان زندگيم باشد . و با وارسى بكلمات اين آيه به خوبى ميتوان اين معنى را تشخيص داد چون كلمه ى مجمع البحرين در هنگام نزول آيه جاى معيّن نبوده است و نه اسم يك سرزمين پهناورى بوده است ، و همانطور كه از طبرى نقل كرديم با معنى مصدرى مناسب است كه فراهمى دو دريا