ابراهيم عاملي ( موثق )

75

تفسير عاملي ( فارسي )

انجام وظايف و احكام شرعى . چون از نظر عقل سودى در آن نيست نه براى خداوند كه او برتر از اين گونه اوهام است ، و نه براى آدمى كه چون سودى از آن براى خدا نيست پس براى انسان هم سودى نيست و كارى بيهوده انجام داده است و زحمت و وقتى تلف كرده است . اين بود سخن و استدلال امام و علماى كلام « 1 » . ولى جواب اين نظريّه اين است كه فطرت و نهاد و غريزه ى آدمى كه جلوتر از عقل او است او را وادار مىكند كه بفهمد از كجا آمده و بكجا ميرود و همين انگيزه و محرّك درونى انسانى موجب پيدايش اديان و پيغمبران و احكام و مباحث علم كلام شده است . « وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ » 99 مجمع : حمّاد و يحيى « نجعل » با نون خوانده‌اند و ديگران با ياء قرائت كرده‌اند . « ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنا وَالَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ » 102 مجمع : در هر دو جمله « ننجى » با تخفيف جيم و تشديد آن قرائت شده است ، و معنى چنين است هنگام پيدايش عذاب پيغمبران را آسوده نگاه ميداريم ، و بعضى گفته‌اند : يعنى آنها را از شر دشمنان حفظ ميكنيم . و حضرت صادق فرمود : چه ضرر دارد براى هر كس كه با اين فكر و عقيده ى شما از دنيا رفت شهادت بدهيد كه او آمرزيده است چون خدا گفته است « كَذلِكَ حَقًّا عَلَيْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنِينَ » . سخن ما : 1 - « فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّى جاءَهُمُ الْعِلْمُ » اين دو جمله ميفهماند : اختلاف مولود علم است و هرگز اختلافات بشر تمام شدنى نيست بموجب جمله ى بعد « إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي » تا آخر و البتّه اختلاف لازم است تا مشكلات پيدا شود و پيدايش اختلاف و اشكال وسيله ى كوشش است و پيدا كردن وسيله ى رفع مشكلات و اختلافات و مجموع آنها امتيازات آدمى است و راه ترقّى و تعالى او تا وقتى كه اين جنس از موجودات در اين كره ى عالم زندگى مىكند همين روابط برقرار است : چنان كه در

--> ( 1 ) « باذن اللَّه » يعنى ايمان جز بأمر و اذن و تمكين و آزاد گذاردن و اختيار دادن من بندگانرا نباشد و همهء اين امور را به آنها داده‌ام ، و چنين خواسته‌ام كه به زور كسى مؤمن نشود ، و ايمان جز به همان طريق كه خواسته‌ام حاصل نخواهد شد . ( مصحّح ) 1